|
|
|
|---|
|
سلام
تا حالا براتون پيش امده براي يکي ميل بزنيد ولي بعد از چند روز از طرف همون شخص يه ميل براتون بياد که نوشته باشه ايميلي که فرستاده بودي ناخواناست يا يه ميل از طرف کسي که چند روز منتظر ايميلش بوديد براتون امده باشه ولي خطش براي شما ناخوانا باشه و نتونيد اونا بخونيد چه حالي پيدا مي کنيد ؟ واقعاً درد آوره ، که آدم کلي وقت صرف کنه براي کسي ايميل بنويسه و منتظر جوابش باشه بعد بفهمه طرف اصلا نتونسته اونا بخونه من اينجا يه راه حل براي اين مشکل ميگم اميدوارم به دردتون بخوره وقتي ميلتونا باز کرديد و ديديد که خطش مشکل داره به صورت زير عمل کنيد تو همون صفحه ايميل که خطش ناخواناست از قسمت بالاي صفحه View اگه باز هم نتونستي بخونيش اين بار به اين صورت عمل کن View اگه تونسته باشم بهت کمک کنم تا بتوني نامه هات را بخوني خوشحال مي شم نظرتا بگي .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
محبوبم ، تو را در روياهايم ديده ام در خلوت خويش روي زيبايت را تو همدم جان مني ونيمه ديگر زيبايي ام که هنگام آمدنم به اين جهان از آن جدا شد دلبندم ، دزدانه آمده ام پاور چين پاورچين تا به تو رسم به راستي تويي آيا که در برابرم ايستاده اي از چه بيمناکي شکوه دنيا را رها کردم تا با تو به بهشت سرزمين هاي دور ره برم و باده زندگي و مرگ را با تو از يک ساغر سرکشم محبوبم ، بيا به جهاني چنان دور رويم که دست چرکين بشر را بدان راه نباشد
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
مصريها در پنهان کاري
يونانيها در تناسب سازي روميها در بازتاب دادن چينيها در تشريفات هندوها در قانون گزاري جهود در احساس فنا عربها در خاطره سازي و بزرگنمايي ايرانيها در مشکل پسندي فرانسويها در لطافت و نزاکت انگليسيها در تجزيه وتحليل اسپانيا در تعصب ايتاليايها در زيبايي آلمانيها در جاه طلبي روسها در مغمومي
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
روباهي که از 20 شکارچي سوار بر اسبان تيزپا و همراه با سگان هشيار مي گريخت ، خود را گفت
بي گمان مرا خواهند کشت . اما چه نادانند و تهي مغز اين آدميان ! در پندارم نمي گنجد که 20 روباه چنان بي خرد باشند که بر 20 دراز گوش نشسته و از 20 گرگ ياري گيرند تا تنها يک انسان را بدرند
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
برای دیدن عکس اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
صبح است و آسمان ابري ، يکشنبه هفتم بهمن
چون عطر پونه با برگش يادت ، عزيز من ، با من اي دوست ، من چه بنويسم ؟ حال غمم نمي داني خواهم پي فراموشي يک خم شراب مردافکن خورشيد سرگران کرده ، روي از زمين نهان کرده اخمي بر آسمان کرده ، پايي کشيده در دامن اي دوست ، آن محبت ها ، وان شعر و شور گرمي زا افراي عصر پاييزم در معبر زمان عريان گفتي که دوستم داري ، شرمم ز خويش مي آيد پنداشتي که مهتابم ؟ يا شبچراغ نايابم ؟
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط موج شب
|
|
|