|
|
|
|---|
|
عطر حضور چه خوب بود كه از تو زمانه پر مي شد! و جاي خالي تو، شادمانه پر مي شد نشان كلبه ما را كسي نمي دانست و از شميم حضور تو خانه پر مي شد تو چون نسيم از اينجا عبور مي كردي نهال خاطره ها از جوانه پر مي شد ملال كنج قفس را ز ياد مي برديم ز عطر سنبل و گل، آشيانه پر مي شد شكوه كوچ پرستو به شهر بر مي گشت وجود چلچله ها از ترانه پر مي شد سرود سبز قناري ز دشت مي آمد فضاي زمزمه با اين بهانه پر مي شد به رنگ لاله جنونم دوباره گل مي كرد به رنگ شعله، دلم از زبانه پر مي شد سرود عشق و جنون را مرور مي كرديم و شهر از غزل عاشقانه پر مي شد ز كعبه، نغمة توحيدي تو مي آمد حرم ز عطر تو اي بي نشانه پر مي شد چه خوب مي شد اگر در پگاه فصل حضور از آفتاب جمالت زمانه پر مي شد
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط دوست من مهتاب
|
|
|