می رود صبح و اشارت می کند / کین گلستان خنده واری بیش نیست
وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشون می ده
تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
چارلی چاپلین
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط دوست من مهتاب
|
درباره وبلاگ
موسم سبزه فروردين بود مرغ مستي از شاخه ي انبوه زبان گنجشک خانقاه ما را غرق در ولوله ي دستان ساخت پير ما را ناگاه وقت ، خوش گشت زير لب ، بيتي را زمزمه کرد
اي که در چله ي تاريک زمستان هستي باد ، از روزنه ، پيغام گل آورد ترا روز بيتابي و بي خويشي درويشان است برخيـــــــــز